خاطرات بیمارستان

این اوضا و احوال آقا نیکان (داداش بزرگه) ....

و این هم اوضا و احوال آقا پاکان (داداش کوچیکه) ....

حالا کی میگه بستری شدن تو بیمارستان سخته ؟؟؟؟؟؟

/ 6 نظر / 74 بازدید
aghchi

[ناراحت]پس کی خوب میشن کوچولوها؟[ناراحت][گل][گل][گل]

ر ت ت س

دوباره بستری شدن یا عکس ها مال همون بار اوله؟

شمیم

خیلی ناراحت شدم... ایشالله زودتر خوب میشن... فقط زود ب زود بیا بهمون خبر بده... بنظرم الان دیگه مجبوری شیر خشت بدی بهشون... معمولا میگن مادر بخوره بهتره ولی وقتی مجبور باشن به بچه هم میدن.

ر ت ت س

ایشالا که زود خوب بشن

افتخاری

سلام خیلی نگران شدم فقط زود به زود برا ما خبر بذارید روزی چندبار چک میکنم.انشااله زود خوب بشن.چقدر اذیت میشن خدا خودت شفا بده....

محمد

سلام باز هم خداوند منان را شکر میکنیم به خاطر استجاب کردن دعاهای همه عزیزان و خوشحالیم که دوباره فضای خانواده را اقایان ,پاکان ونیکان گرم و پر جنب وجوش کرده از خداوند عمری پربرکت و سالم برای این دو عزیز و خانواده بزرگوارش خواستاریم انشاالله