از همه جا ...

سلام ...

این آقا نیکان که شیطنت تو چهرش موج میزنه ماشالله ...

اینم پاکان ... فکر نکنید شیطونه ها ما بهش می گیم کنجکاو ....

اینا هم هم فعالن ماشالله  ....

 

 

 اینم بنده خدا گشنشه دیگه مگه چیه ...

به اینم میگن الکی خوش ...

اینم که خوشحاله .... (تازه شیر خورده!)

خیییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوشحاله ....

رابطه معنوی که این بچه با این قوطی کرم برقرار کرده من و کشته !!!!

خونه ما کوچیکه ولی خداییش نه اینقدر ....

اشتباه نمی کنید این طبقه دوم کمده!

نه این که خودشون مثل جاروبرقی آشغالای خونه رو جمع می کنن, جای اونم گرفتن ...

البته بعضی وقتها خشن هم میشن .....

این هشتا دندون پاکانه که روی صورت نیکان جاش مونده !!!!

زود قضاوت نکنید اینم کم نمیاره بعدا از دسته گلاش نشونتون می دم ....


نوشته شده توسط بابای دوقلوها در یکشنبه ۱٥ دی ،۱۳٩٢ ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

هندوانه شب یلدا

دوباره سلام ....

این شروع داستان نی نی های ما با هندوانه شب یلدا است ....

و ادامه ماجرا  ...

 

و اینگونه شد که نیکان برای اولین بار هسته هندوانه را کشف کرد ...

 

 و دیری نگذشت که فهمید این هسته ها خوردنی هیتند و تنها مشکل در برداشتن آنها از روز زمین است ....


نوشته شده توسط بابای دوقلوها در پنجشنبه ۱٢ دی ،۱۳٩٢ ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

تولد یک سالگی

یک سال گذشت ....

با دیدن کیک اول تعجب کردن که این دیگه چیه ؟؟؟؟

بعد مشکلات با کلاه تولد شروع شد ....

کم کم شروع کردن به دست زدن ....

آخرشم که خسته شدن دیگه ....


نوشته شده توسط بابای دوقلوها در پنجشنبه ۱٢ دی ،۱۳٩٢ ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

نی نی های ما


روی ماه خداوند را ببوس

وقتی خداوند در معصومیت کودکان مثل برف زمستانی می درخشد تو کجایی؟ شاید خداوند در هیچ کجای دیگر هستی مثل معصومیت کودکی خودش را این گونه آشکار نکرده باشد. من گاهی از شدت وضوح خداوند در کودکان پر از هراس می شوم، و دلم شروع می کند به تپیدن. دلم آنقدر بلند بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان. خداوند را برگیرم. تو کجایی؟ واقعاً تو کجایی؟...

دوستان خوب ما

بهار (خانم بهرفتار)
ای دل غافل (اقای بحرینی)
هیئت مکتب الشهدا
سیمرغ(خانم موذنی)
سبز روشن، مثل آینده (آقاي حسيني)
اين روزهاي من (آقای ابراهیم پور)
پایانی در کار نیست (خانم علوی)
آشنا (خانم شریفی)
مسافر ری (آقای کرمی)
خدا بود و دیگر هیچ (اقای عبدلی)
هر که هستم باشم (آقای عزیزی)
بازگشت (اقای علی آبادی)
نيمه پنهان (آقای معصومی)
۱۰۰برگ (اقای اشرفی)
سحاب (خانم پرویز)
صندوق خیریه صادق آل محمد
چادر سفید (آقای اسماعیلی)
وبلاگ ...
مادرانه هاي من و اميرعباس (خانم افتخاري)

مطالب گذشته

دی ٩٥
آذر ٩٥
مهر ٩٥
بهمن ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
دی ٩٢
آبان ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱