تبریز

سلام

اینم چند تا عکس از اولین سفر دوقلوها به تبریز ....

این نیکان:

اینم پاکان (البته با بند کلاهش):

و اینم دوتا شون: 

و البته عکس های دسته جمعی:

 

 

دیگه ما خوابمون میاد ......

خدا حافظ


نوشته شده توسط بابای دوقلوها در پنجشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳٩٢ ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

نی نی های ما


روی ماه خداوند را ببوس

وقتی خداوند در معصومیت کودکان مثل برف زمستانی می درخشد تو کجایی؟ شاید خداوند در هیچ کجای دیگر هستی مثل معصومیت کودکی خودش را این گونه آشکار نکرده باشد. من گاهی از شدت وضوح خداوند در کودکان پر از هراس می شوم، و دلم شروع می کند به تپیدن. دلم آنقدر بلند بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان. خداوند را برگیرم. تو کجایی؟ واقعاً تو کجایی؟...

دوستان خوب ما

بهار (خانم بهرفتار)
ای دل غافل (اقای بحرینی)
هیئت مکتب الشهدا
سیمرغ(خانم موذنی)
سبز روشن، مثل آینده (آقاي حسيني)
اين روزهاي من (آقای ابراهیم پور)
پایانی در کار نیست (خانم علوی)
آشنا (خانم شریفی)
مسافر ری (آقای کرمی)
خدا بود و دیگر هیچ (اقای عبدلی)
هر که هستم باشم (آقای عزیزی)
بازگشت (اقای علی آبادی)
نيمه پنهان (آقای معصومی)
۱۰۰برگ (اقای اشرفی)
سحاب (خانم پرویز)
صندوق خیریه صادق آل محمد
چادر سفید (آقای اسماعیلی)
وبلاگ ...
مادرانه هاي من و اميرعباس (خانم افتخاري)

مطالب گذشته

دی ٩٥
آذر ٩٥
مهر ٩٥
بهمن ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
دی ٩٢
آبان ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱